نائومی بارون، استاد زبانشناسی دانشگاه آمریکن، که سالها تأثیر تکنولوژی بر کتابخوانی را بررسی کرده، هشدار داده است که شرایط فعلی میتواند به کاهش بیشتر کتابخوانی منجر شود. او میگوید: «هوش مصنوعی در زمانی وارد میدان شده که کودکان و بزرگسالان پیشتر زمان کمتری را به خواندن کتاب اختصاص میدادند.»
آمارها نشان میدهد که تعداد دانشآموزان کلاس چهارم در آمریکا که تقریباً هر روز برای تفریح کتاب میخوانند، از ۵۳ درصد در سال ۱۹۸۴ به ۳۹ درصد در سال ۲۰۲۲ کاهش یافته است. برای دانشآموزان کلاس هشتم، این رقم از ۳۵ درصد در سال ۱۹۸۴ به تنها ۱۴ درصد در سال ۲۰۲۳ رسیده است. در انگلستان نیز نظرسنجیها حاکی از کاهش علاقه نوجوانان به کتابخوانی است، بهطوری که تنها یکسوم نوجوانان ۸ تا ۱۸ ساله از خواندن در اوقات فراغت لذت میبرند.
هوش مصنوعی، که خود برای آموزش به حجم عظیمی از کتابها نیاز داشته، اکنون به ابزاری تبدیل شده که کتابخوانی را غیرضروری جلوه میدهد. مدلهای مشهور هوش مصنوعی مانند GPT-4 و Claude با استفاده از دیتاستهای عظیمی شامل میلیونها کتاب آموزش دیدهاند. این در حالی است که برخی نویسندگان معتقدند این ابزارها با ارائه خلاصههای دقیق از آثارشان، انگیزه افراد برای مطالعه کامل کتاب را کاهش میدهند.
در همین حال، برخی پیشبینیها نشان میدهد که تا سال آینده، حدود ۹۰ درصد کتابهای منتشرشده در جهان تحت تأثیر هوش مصنوعی قرار خواهند گرفت. اما اگر مردم کتاب نخوانند و نویسندگان جدید کمتری ظهور کنند، کیفیت دادههای آموزشی هوش مصنوعی نیز ممکن است کاهش یابد؛ پدیدهای که پژوهشگران از آن با عنوان “Model Collapse” یاد میکنند.
در ایران نیز وضعیت کتابخوانی چندان مطلوب نیست و به نظر میرسد سرانه مطالعه پایین باقی مانده است. در حالی که هوش مصنوعی با میلیونها کاربر فعال ماهانه جای کتاب را میگیرد، شاید راهحل این باشد که تعادلی میان حفظ فرهنگ کتابخوانی و نوآوری در هوش مصنوعی ایجاد شود. اما آیا بشر میتواند این تعادل را برقرار کند؟ یا شاهد کاهش تدریجی کیفیت هر دو خواهد بود؟
